بر اساس پژوهشی جدید که ایده‌های متعارف درباره اهمیت زیست‌شناختی قومیت (ethnicity) را به چالش می‌کشد، نژادهای انسان در طول 10هزار سال گذشته در جهت دور شدن از هم تکامل یافته‌اند. تحلیل ژنتیکی تکامل انسان نشان داده است که این روند نه‌تنها در جهت رسیدن به یک نقطه توقف کامل کندتر نشده بلکه سرعت گرفته است و فشارهای متفاوت روی جمعیت‌های مختلف، گروه‌های نژادی را مدام از هم دورتر می‌کند. دانشمندانی که این یافته‌ها را به دست آورده‌اند می‌گویند جمعیت‌های اروپایی، آفریقایی و آسیایی در طول چند هزار سال گذشته که محیط‌شان آنها را به مسیرهای تکاملی متفاوتی هدایت کرده است، به لحاظ ژنتیکی از هم متمایزتر شده‌اند.
این در دیدگاه علمی رایج که نژاد از نظر زیست‌شناختی بی‌معناست یا معنای چندانی ندارد زیرا شباهت‌های ژنتیکی میان گروه‌های قومی به مراتب مهم‌تر از تفاوت‌های میان آنهاست، تردید ایجاد می‌کند. هرچند این نکته همچنان درست است ـ همه انسان‌ها در بیش از 99 درصد DNAشان با هم مشترک‌اندـ اما این پژوهش اخیر نشان می‌دهد که نوع این تغییرات در میان نژادهای مختلف معمولا با هم تفاوت دارد، و این تفاوت برجسته‌تر می‌شود نه کمرنگ‌تر. هنری هارپندینگ (H. Harpending)، استاد انسان‌شناسی دانشگاه یوتا که سرپرستی این بررسی را برعهده داشت، می‌گوید «نژادهای انسانی دارند با تکامل از هم دور می‌شوند. در اروپا، آسیا و آفریقا ژن‌ها با سرعت دارند تکامل می‌یابند، اما تقریبا تمام اینها مختص قاره‌ای هستند که از آن منشأ گرفته‌اند. شباهت ما به همدیگر دارد کمتر می‌شود و به هیچ‌وجه به صورت یک بشریت مختلط در هم ادغام نمی‌شویم. بررسی ما در تضاد با این تصور فراگیر است که انسان مدرن که 40 هزار سال پیش ظاهر شد، از آن زمان تاکنون تغییر نکرده است و ما همه تقریبا همانیم که بودیم. ما حتی مثل آدم‌های هزار یا دو‌هزار سال پیش هم نیستیم.» این پژوهش به صورت مقاله‌ای در ژورنال آکادمی ملی علوم ایالات متحده منتشر شده است. چنانچه روند افزایش تنوع ژنتیکی ادامه یابد، می‌تواند سرانجام به ایجاد گونه‌های متفاوت منجر شود. اما بیشتر دانشمندان بر این باورند که در حال حاضر چنین چیزی بسیار بعید است. این پژوهش جریان‌های تکاملی را تنها در زمان‌ گذشته شناسایی کرده است. در عصر مدرن جابه‌جایی بیشتر و جریان ژن میان قاره‌ها الگوهای افزایش تفاوت ژنتیکی را کند یا حتی معکوس کرده و تکامل گونه‌های جداگانه انسان را تقریبا غیرممکن ساخته است. آرماند لروی (A. Leroi)، دانشیار زیست‌شناسی تکاملی در ایمپریال کالج لندن، می‌گوید: «در اصل، این روند اگر ادامه می‌یافت، می‌توانست منجر به گونه‌زایی (speciation) شود. در عمل، معلوم شد که چنین اتفاقی هم‌اکنون ممکن نیست. دلیل‌اش این است که در پژوهش مورد بحث جمعیت‌هایی بررسی شده‌اند که در گذشته تا حد زیادی از هم جدا شده‌اند، اما از هنگامی که انقلاب صنعتی فشار خردکننده‌ای به جدایی و در نتیجه گونه‌زایی وارد آورده، همه‌چیز درمورد تاریخ انسان تغییر کرده است.» این بررسی نشان می‌دهد که در طول پنج هزار سال گذشته، تغییرات ژنتیکی جدید با شتاب 100 برابر سریع‌تر از هر دوره‌ای در تکامل انسان ظاهر شده‌اند. اگر این نرخ از زمان واگرایی انسان و شمپانزه در حدود شش میلیون سال پیش ثابت باقی می‌ماند، تفاوت ژتنیکی میان این دو گونه 160 برابر آنچه امروز هست، می‌شد. دانشمندان می‌گویند این نشان‌دهنده افزایش عظیم جمعیت‌های انسان در طول این دوره است که ظهور جهش‌های سودمند بیشتری را امکان‌پذیر ساخت. تغییر در محیط انسان، به‌ویژه پیدایش کشاورزی نیز فشار انتخابی جدیدی پدید آورد که انسان به آن سازش یافت.
در این پژوهش اطلاعات ژنتیکی چهار گروه قومی امروزی ــ ژاپنی‌ها، چینی‌های هان، نیجریه‌ای‌های یوروبا و مورمون‌های یوتا با تباری متعلق به اروپای شمالی ــ با هم مقایسه شد.
‌ ازجمله ویژگی‌هایی که این گروه‌ها را از یکدیگر متفاوت می‌سازد ژن لاکتاز است که به انسان امکان می‌دهد در بزرگسالی شیر را هضم کند.
بیشتر اروپایی‌ها این ژن را دارند اما در بیشتر آفریقایی‌ها و آسیایی‌ها اثری از این ژن نیست. این شاید نشان‌دهنده اهمیت نیاکانی لبنیات در اروپا باشد.
ژن‌های مقاومت در برابر بیماری نیز تفاوت‌هایی نشان می‌دهد. حدود 10درصد از اروپایی‌ها دارای ژن CCR5 هستند که در برابر ویروس HIV تاحدی به فرد مقاومت می‌بخشد و ممکن است اصلا برای ایجاد مقاومت در برابر آبله تکامل یافته باشد.
‌ پژوهش قبلی پروفسور هارپندینگ نشان داده است هوش بالاتر از حد متوسط که در میان یهودیان اشکنازی یافته می‌شود ممکن است نتیجه انتخاب در اروپای قرون وسطا باشد که معمولا به کار بازرگانی و سرمایه‌گذاری مشغول بودند. اما این تبیین از سوی بسیاری از دانشمندان مورد انتقاد واقع شده است.
Times, Dec. 11, 2007